9 اصل علم اقتصاد

 9 اصل علم اقتصاد


▪️آرت کاردن

در علم اقتصاد تعداد محدودی از نظریات وجود دارند که اهمیت بسیار زیادی دارند. مباحثی به نام‌های «اصول اقتصادها» یا «ده‌اندیشه بزرگ» یا «ده عامل مهم اقتصادی» در اکثر کتاب‌های مقدماتی اقتصادی وجود دارند. در اینجا من نسخه خود را بر اساس فصل ۱ کتاب «روش اقتصادی فکر کردن» ارائه می‌کنم.

۱- انسان‌ها عمل می‌کنند.
انسان‌ها برای خود هدف انتخاب می‌کنند و برای رسیدن به این اهداف یک مسیر انتخاب می‌کنند. برای مثال، یکی از اهداف شما برخورداری از تحصیلات مناسب عالیه است. گرفتن نمره ۱۰۰ در درس اقتصاد یکی از راه‌هایی است که برای رسیدن به این هدف در نظر گرفته‌اید. این امر همچنین شامل بسیاری از مسیرها و هدف‌های فرعی هم می‌شود. فرض کنید که یکی از اهداف شما گرفتن نمره ۱۰۰ در درس اقتصاد است. خواندن کتاب، انجام دادن تکالیف، حضور در کلاس، ملاقات با استاد و ملاقات با همکاران استاد همه راه‌های فرعی برای رسیدن به هدف هستند.

۲- هر کاری یک هزینه‌ای دارد.
وقتی شما کاری را انجام می‌دهید، فرصت انجام کارهای دیگر را از دست می‌دهید. به‌طور مثال، شما در حال حاضر دامنه وسیعی از انتخاب‌ها را پیش روی خود دارید. شما می‌توانید بخورید، بخوابید، کار کنید یا حتی با دوست خود صحبت کنید، اما شما به جای همه اینها خواندن این مطلب را انتخاب کرده‌اید. بهترین انتخاب بعدی شما در واقع هزینه‌ای می‌شود که برای خواندن این مطلب متحمل می‌شوید. اگر شما می‌خواهید در یک کلاس که هفته‌ای پنج ساعت است شرکت کنید و بهترین انتخاب بعدی شما این است که کار کنید و ساعتی ۸ دلار به‌دست آورید، آنگاه هزینه شرکت در کلاس مذکور، از دست دادن درآمد ۴۰ دلاری است (به‌طور خلاصه می‌توان گفت شرکت در کلاس برای شما ۴۰ دلار هزینه دارد). باید شنیده باشید که «هیچ چیز مجانی نمی‌شود»، در واقع حتی کالای مجانی هم واقعا مجانی نیستند. اگر شما نیم ساعت در یک صف برای پیتزای رایگان بایستید و از طرف دیگر امکان انجام کار با درآمد هر ساعت ۸ دلار را داشته باشید، آنگاه هزینه آن پیتزا برای شما از دست دادن آن ۴ دلار است.

۳- انسان‌ها به مشوق‌ها پاسخ می‌دهند.
مشوق‌ها در انسان‌ها انگیزه‌ایجاد می‌کنند. اگر هزینه کاری با بیشتر انجام دادن آن نزولی شود، انسان‌ها، برای کاهش هزینه، آن کار را بیشتر انجام می‌دهند و اگر هزینه صعودی باشد آن کار را کمتر انجام می‌دهند (قانون تقاضا). به‌طور مشابه انسان‌ها کاری را که پاداش بیشتری داشته باشد بیشتر از کاری که پاداش کمتر دارد، انجام می‌دهند (قانون عرضه). منظور از هزینه تعداد دلارهایی است که برای به‌دست آوردن چیزی باید پرداخت (برای مثال دو دلار برای یک فنجان قهوه). قیمت‌های بازار بر اساس تبادلات خریداران و فروشندگان به‌دست می‌آید.

۴- انسان‌ها بر اساس مقادیر نهایی تصمیم می‌گیرند.
انسان‌ها بده بستان می‌کنند. تحلیل‌های اقتصای سود محور است، به این معنی که هنگامی که انسان‌ها می‌خواهند تصمیم بگیرند، هزینه و منفعت کمی بیشتر و کمی کمتر از هر چیزی را حساب می‌کنند. شما معمولا یک تصمیم مطلق در مورد خوب یا بد بودن چیزی نمی‌گیرید. شما معمولا به این نتیجه نخواهید رسید که اقتصاد خواندن همیشه خوب است (وگرنه ۲۴ ساعت در روز مشغول خواندن اقتصاد بودید) یا همیشه بد است (وگر نه هرگز اقتصاد نمی‌خواندید). برای مثال شما هزینه اندکی بیشتر فیزیک خواندن را با منفعت اندکی بیشتر اقتصاد خواندن مقایسه می‌کنید. اصولا انسان‌ها کاری را انجام می‌دهند که فایده نهایی‌اش بیشتر از هزینه نهایی‌اش باشد؛ بنابراین از انجام کارهایی که هزینه نهایی‌شان بیشتر از فایده نهایی‌شان باشد، پرهیز می‌کنند. تصمیمی که در نهایت اتخاذ می‌کنید به اهداف و ارزش‌های شما بستگی دارد. علم اقتصاد نمی‌تواند به شما بگوید که یک دقیقه بعدی، یک ساعت بعدی یا یک روز آینده را به خواندن اقتصاد، خواندن فیزیک، به روز کردن فیس‌بوک خود یا خوابیدن بپردازید. آنچه که اقتصاد انجام می‌دهد این است که برای شما روشن می‌سازد که شما دارید یک بده بستان انجام می‌دهید.

۵- مبادله به نفع انسان‌ها است.
مبادله نوعی همکاری داوطلبانه است و باعث رفاه بیشتر ما می‌شود. این امر از دو طریق انجام می‌شود. راه اول اینکه ما می‌دانیم انسان‌ها کاری را انجام می‌دهند که انتظار منفعت یا بهتر شدن اوضاع را از آن کار داشته باشند. اگر شما ۱۰۰ دلار بابت بلیت کنسرت بپردازید، ما به این نتیجه می‌رسیم که شما منفعت حاصل از شرکت در کنسرت را به منفعت هر کار دیگری که می‌توانستید با آن ۱۰۰ دلار انجام دهید، ترجیح می‌دهید.

 

‏‎ 5اصل بازار آموزش | راهنمایی برای آن‌ها که می‌خواهند معلم بمانند، نه فقط دوره‌فروش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *