نقدی بر ادبیات مذهبی معاصر درباره زنان
هر از چند گاهی با پخش اطلاعیه ترحیم یکی از بانوان خانواده علما و روحانیان، بحث و گفتوگوهای مختلفی درباره واژگان بهکار رفته در متن منتشر شده در فضای مجازی شکل میگیرد که بعضا منتقد چنین ادبیاتی است.
پیشتر در تحسین جایگزینی واژه “کریمه” برای همسر آیتالله شبیریزنجانی نوشته بودم که همان نیز مورد نقد قرار گرفت که مگر واژه فارسی “همسر” چه مشکلی دارد که واژگان عربی جدید و نامرتبط انتخاب میشود.
اینبار در گروهی بر سر واژه “صبیه” بحثی صورت گرفت که چرا برای بانویی هفتاد هشتاد ساله از چنین واژهای استفاده میشود که کاربرد آن در زبان عربی برای اطفال است.
اول. در مورد واژه “صبیه” دو نکته وجود دارد:
در زبان عربی واژگان “صبی” بهمعنای پسر و “صبیه” بهمعنای دختر برای اطفال زیر سن بلوغ بهکار میرود و از پسر و دختر بالای سن بلوغ با واژگان “ابن” و “بنت” یاد میشود.
در روایات و زیارتنامهها نیز بانوان خاندان اهل بیت با واژه “بنت” خطاب شدهاند و پیامبر و اهلبیت سلام الله علیهم برای دختران بالغ خود از واژه “صبیة” استفاده نکردهاند.
السلام علیک یا بنت رسولالله
السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر
بنابراین مشخص است واژه “صبیه” در میان روحانیان ایرانی و در ادبیات فارسی مذهبی متداول شده است و البته نمیدانم قدمت آن به چه زمانی باز میگردد.
دوم. از سوی دیگر بهنظر میرسد استفاده از واژه “متعلقه” برای همسر در میان علما و روحانیان نیز از همان سرنوشت “صبیه” برخوردار است.
در روایات و زیارتنامهها برای همسر دقیقا از واژه “زوجة” استفاده شده است. بهعنوان نمونه در زیارتنامه حضرت خدیجه علیهاالسلام آمده:
اَلسَّلامُ عَلَیْک یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ
بنابراین واژه “متعلقه” نیز از پشتوانه ادبیات عرب برخوردار نیست و واژه جعلشده توسط ایرانیان است.
سوم. نام کوچک زنان بهنوعی خط قرمز مردان ایرانی بعضا مذهبی محسوب میشود. بهطوری که تا بانوان در قید حیات هستند، در محترمانهترین حالت “حاجخانم” خطاب میشوند و در میان عوام مذهبی با نام پسر بزرگ مثلا “مادر محمد” نامیده میشوند و مردان از صدا زدن همسر خود با نام کوچک حتی در جمع خانواده نیز ابا دارند.
وقتی هم این بانوان رحلت میکنند یا در اعلامیهها یا روی سنگ قبر ایشان نام کوچکشان درج نمیشود.
این در حالی است که پیامبر و خاندان طاهرینش، نام همسران خود را بهکار میبردند و یا لقب زیبایی به ایشان داده و از آن استفاده میکردند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:
خَدِیجَةُ وَ اَینَ مِثْلُ خَدِیجَةَ صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ…
امیرالمؤمنین علیه السلام:
وإِنَّ لِابْنَيْ فَاطِمَةَ مِنْ صَدَقَةِ عَلِيٍّ مِثْلَ الَّذِي لِبَنِي عَلِيٍّ ـ وإِنِّي إِنَّمَا جَعَلْتُ الْقِيَامَ بِذَلِكَ ـ إِلَى ابْنَيْ فَاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْه اللَّه ـ وقُرْبَةً إِلَى رَسُولِ اللَّه صلىاللهعليهوآله ـ وتَكْرِيماً لِحُرْمَتِه وتَشْرِيفاً لِوُصْلَتِه
امام صادق علیهالسلام:
قَالَ : «سَلَّمَهَا اللّهُ ، وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُـلَاماً وَ هُوَ خَيْرُ مَنْ بَرَأَ اللّهُ فِي خَلْقِهِ ، وَ لَقَدْ أَخْبَرَتْنِي حَمِيدَةُ عَنْهُ بِأَمْرٍ ظَنَّتْ أَنِّي لَا أَعْرِفُهُ ، وَ لَقَدْ كُنْتُ أَعْلَمَ بِهِ مِنْهَا».
چهارم. در مورد نام افراد، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سفارش کردند که اشخاص با نامهایی که نیکوست و دوست دارند، نامیده شوند. حال چطور است که زنان از چنین چیزی بیبهرهاند. یا با اسامی خطاب میشوند که دوست ندارند یا اصلا مرد خانه آنها را صدا نمیزند و یا نام فرزندان را میبرد تا خانم خانه پاسخ دهد.
پنجم. یکی از ویژگیهایی که برای انبیا در قرآن ذکر شده این است که آنان به “لسان قوم” سخن میگفتند. لسان قوم، فقط همزبانی نیست، بلکه مقصود شناخت هنجارهای اجتماعی و فرهنگ جامعه است.
“لسان قوم” امروز ایران پذیرای واژگانی مانند “صبیه” و “متعلقه” برای زنان نیست.
واژگانی که نه در زبان اصلی (عربی) کاربرد دارند و نه در فرهنگ عمومی دارای بار معنایی مثبتی هستند.
به قلم نیک اندیش عزیز سرکار خانم نفیسه مرادی



