آیا واقعا افسرده هستید؟ یا پول شاد و خوشحال بودن رو ندارید
این سوال رو از خودتون بپرسید که «آیا واقعا افسرده هستید؟ یا پول شاد و خوشحال بودن رو ندارید؟»
تعارف که نداریم؛ عامل خیلی از کج خلقی ها و اختلالات رفتاری یا بیپولیه یا جونکندن برای فرار از بیپولی. اگر «کسی دخل و خرجش یکی باشه؛ و نتونه پسانداز کنه ولی کم هم نیاره و بدهکاری هم نداشته باشه» با این چشم و همچشمیهای مجازی اگر افسرده نشه قطعا فرسوده میشه؛ هم خودش هم خانوادهاش!
اصلا فرض کنید واقعا افسرده هستید؛ و واقعا قصد درمان دارید! خود خرج و مخارج درمان دوباره میتونه آدم رو افسرده کنه!
اگر خودتون و خانواده و اطرافیانتون قناعت و رضایت رو یادگرفتند؛ یا حداقل سعی میکنند با چیزهای کوچیک بخندن و روحیهشون رو حفظ کنند… قدرشون رو بدونید. خدا هم احتمالا برکتشو به اون هایی که نیمه پر لیوان رو میبینن بیشتر میده
حداقل به خاطر این دلایل تا جایی که میتونید افسردگی رو انکار کنید، زیربارش نرید؛ افسردگی مثل یه ابر سنگین و سیاه میتونه روی همهچی سایه بندازه و همه جا رو تیره و تار کنه. افسردگی دقیقا همون سگ سیاهی که شاید سایه به سایه داره دنبالت میاد. هر وقت احساس کردی بهت نزدیک شده هرجوری که میتونی فاصله بگیر ازش؛ والا اگر بهت برسه بهت حمله نمیکنه؛ حتی پارس هم نمیکنه؛ فقط جلوتو میگیره و نشون میده که آماده حمله کردنه؛ و اروم اروم بهت نزدیکتر میشه؛ اینقدر بهت نزدیک میشه که حتی بو شو به راحتی احساس میکنی:
– و تو که انگار از بچگی یادگرفتی؛ «هر موقع سگ دنبالت بود نباید فرار کنی …!» میشینی رو زمین و دستاتو میذاری روی صورتت ..
تا به خودت میای میفهمی اینقدر بهت نزدیک شده که حرارت نفسهاشو رو دستها و صورتت احساس میکنی …
صگ سیاه افسردگی از این جلوتر نمیاد؛ هیچوقت هم حمله نمیکنه؛ اما سنگینی سایشو رو سرت احساس میکنی؛ اینقدر بهت نزدیک شده که اگه فریاد نزنی از شدت ترس و فشار دق میکنی!
و تو هیچ وقت نمیتونی فریاد بزنی!
حقیقت و باطن افسردگی اینه …. کسی که واقعا افسردهس؛ هیچ کاری نمیتونه انجام بده؛ برا همین سختترین کار دنیا براش بیرون اومدن از رختخوابه!
۴:۱۲ ۱۲/۴/۱۴۰۳



