نقد فرهنگ بلاگری 1 / زندگی آکواریومی
«اینجا، همهچیز برق میزند. حبابها، یکی از یکی براقتر، یکی از یکی بزرگتر. هر کی یه حبابی داره، یه دنیایی برایِ خودش ساخته. یه دنیایِ شیشهای، یه آکواریومِ شخصی.
تو این آکواریومها، همهچیز معلومه، همهچیز شفافه. اما یه چیزی نیست؛ «هوا». نفس کشیدن سخته. انگار یه چیزی گلوت رو گرفته، نمیذاره راحت نفس بکشی.
این حبابها، خیلی قشنگن، خیلی فریبنده. اما یه چیزی پشتشون قایم شده؛ «ناامنی». یه ترسِ دائمی، یه اضطرابِ بیانتها. ترس از ترکیدنِ حباب، ترس از دیده نشدن، ترس از فراموش شدن.
این وسط، یه عده هم هستن که شدن «حبابساز». با یه لبخندِ تصنعی، با یه وعدهی دروغین، با یه نمایشِ مسخره، دارن حباب تولید میکنن. حبابهایِ رنگی، حبابهایِ بزرگ، حبابهایِ توخالی.
و ما، مثلِ ماهیهایِ قرمزِ کوچیک، تو این حبابها گیر افتادیم. دورِ خودمون میچرخیم، به همدیگه نگاه میکنیم، و فکر میکنیم که این، «زندگیه».
انگار یادمون رفته که بیرون از این آکواریوم، یه دنیایِ دیگه هم هست. یه دنیایِ واقعی، یه دنیایِ بزرگ، یه دنیایِ آزاد. یه دنیایی که توش، لازم نیست برایِ «دیده شدن» دست و پا بزنیم. لازم نیست برایِ «ماندن» التماس کنیم. لازم نیست تو حبابهایِ دروغین، خودمون رو حبس کنیم.
شاید وقتش رسیده که یه کم به خودمون بیایم. یه کم فکر کنیم. یه کم نفس بکشیم. شاید…»
معنویت مجازی در دوره ها و آموزش های آنلاین 1



