قانون مدعی عدالت نیست.
نظریه رایج در باب قانون
قانون نه تنها برای حفظ نظم ضروری است بلکه همچنین ابزاری است برای حمایت از حقوق بشر. وقتی ما قانونی داریم، چارچوبی ایجاد میکنیم که افراد رو ملزم به رعایت اصول اخلاقی و اجتماعی میکند. بدون قانون، ممکنه هر کسی طبق خواستهی خودش عمل کنه و در نتیجه حق دیگران نادیده گرفته بشه.
به علاوه، قوانین معمولاً بازتابدهندهی ارزشهای جمعی جامعه هستند؛ بنابراین حذف آنها ممکنه باعث ایجاد هرج و مرج یا تضادهای بزرگتر شود. مثلاً تصور کنید اگر هیچ قانونی وجود نداشته باشه تا جلوی سرقت یا خشونت رو بگیره، چه بلایی بر سر امنیت عمومی خواهد آمد؟
پاسخ استاد پارسا سفیر به مطالب فوق:
سلام و درود مهربان
۱- منظورتان نظم و حمایت از حقوق بشر به صورت عادلانه است در حالی که تا کنون خود قانون ابزاری برای سرکوب و خود حقوق بشر نیز به ابزاری برای اعمال سلطه و استبداد تبدیل شده است.
۲- ارزش های اجتماعی معمولا تحت تاثیر سطح فرهنگ مردم امیال و منافع و احساسات افراد جامعه شکل گرفته است ؛ بنابراین ملاک مشروعیت قانون خودش دچار خطای عدم مشروعیت است
در ضمن به نظر من قانون ممکن است نظمی به ارمغان بیاورد که شاید! شبیه به عدالت باشد
اما به هیچ وجه منادی و مدعی آن نیست.



